منوي اصلي
- موضوعات
- آرشيو مطالب
- لينکدوني
درباره ما
حکایت و داستان کوتاه موجود در وبلاگ داستان های کوتاه , حکایت کوتاه و داستان کوتاه ,داستانک و ماجراهای کوتاه, ماجرا و ماجراها, حکایت و داستان کوتاه از خیرستان حوضچه معرفت : بسم رب الشهدا 24sms@p30mail.ir @@@@ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ ماجرای امتیازات خانواده شهدا با سخنان فرزند شهید همت , آیت الله مکارم شیرازی در مورد جنایات وحشتناک آل سعود , ماجرای آمریکایی مست در خرمشهر , ماجرای نشستن بر زمین آیت الله طالقانی بجای رو صندلی , سخنان آیت الله خامنه ای درباره شهادت شیخ نمر , حکایت کوتاه حسرت ، حکایت کوتاه خیرات ، حکایت کوتاه فدای پروانه! ، داستان کوتاه میخواهم معجزه بخرم ، فراموش نکنیم از کجا آمده ایم ، حکایت کوتاه جذابیت انسانی ، حکایت کوتاه من کی هستم ، حکایت کوتاه مادر ، حکایت کوتاه سیب قندک ، حکایت کوتاه بیسکوییت سوخته ، حکایت کوتاه عشق ، حکایت کوتاه شوخی کوچولو ، داستان کوتاه ، داستان کوتاه محافظ ،داستان کوتاه محافظ ، داستان کوتاه فقط سه ، داستان کوتاه شما استثنایی هستید ، داستان کوتاه درخشش کاذب ! ، داستان کوتاه دو گدا ، داستان کوتاه فقط برو ! ، ، داستان کوتاه علت خلقت مگس ! ، داستان کوتاه چهار شمع ! ، داستان کوتاه سقراط و رمز موفقیت ، داستان کوتاه کاسه ی چوبی ، داستان کوتاه میخ های روی دیوار ، داستان کوتاه دوست دارم ، داستان کوتاه دو فرشته ، داستان کوتاه شرط عشق ، داستان کوتاه برای اولین بار ، ، حکایت کوتاه من عاشقش هستم ، داستان کوتاه آجر ، داستان کوتاه عمل، همراه علم ، داستان کوتاه شکر گزار باش رفیق ، داستان کوتاه ، داستان کوتاه کیفیت ، آیت الله خزعلی مردی که فرزند راهش را تغییر نداد ، داستان کوتاه ملاقات با خدا ، داستان کوتاه ملاقات با خدا ، حکایت عارفان سرانجام بخل ، حکایت کوتاه خدا پشت پنجره ایستاده ! ، حکایت کوتاه امید ، حکایت کوتاه امید ، ماجرای آمریکایی مست در خرمشهر ، ماجرای نشستن بر زمین آیت الله طالقانی بجای رو صندلی ، نهری که از عسل شیرین تر و از شیر سفید تر ، داستان کوتاه موش و تله ، حکایت دختر فداکار ، حکایت کوتاهی از پاداش آخر سال ، حکایت کوتاه گلف باز ، حکایت کوتاه ساحل و صدف ، حکایت کوتاه عشق و ثروت و موفقیت ، حکایت کوتاه جعبه های سیاه و طلایی ، حکایت کوتاه شیطان ، حکایت کوتاه تکه ای که دوست نداری!؟ ، حکایت کوتاه شقایق ، حکایت کوتاه دو برادر ، دو برادر ، حکایت کوتاه مردی که فریاد میزند ترزا ، حکایت کوتاه فدای پروانه! ، حکایت کوتاه عشـــــــــق بـــــی پــایــان ، حکایت کوتاه فدای پروانه! , حکایت کوتاه نامه ای به خدا ، داستان کوتاه مردی فرزند نداشت و مرد ، داستان کوتاه موش و تله ، داستان کوتاه مردی فرزند نداشت و مرد ، داستان کوتاه خبر بد چگونه برسانیم؟ ، داستان کوتاه پیرمرد ، داستان کوتاه ساعت گمشده کشاورز ، داستان کوتاه پسر دختر ، داستان کوتاه سه پرسش ، داستان کوتاه اشک و شاد ، داستان کوتاه اسب پیر ، حکایت و داستان کوتاه از راه افزایش محبت در خانواده ، حکایت کوتاه مادربزرگ ، حکایت و داستان کوتاه از وظيفه والدین در فصل شروع امتحانات ، حکایت و داستان کوتاه از ویژگی مسئول خانواده ، حکایت و داستان کوتاه از مسئولیت خانواده ، حکایتی کوتاهی از آداب و احکام اعتکاف ، حکایت کوتاهی از مسئولیت مرد در خانواده ، حکایت کوتاهی از راههای حفظ آرامش در خانواده ، حکایت کوتاهی از راههای حفظ آرامش در خانواده ، حکایت کوتاهی از راههای حفظ آرامش در خانواده ، حکایت کوتاهی از راههای حفظ آرامش در خانواده , حکایت کوتاهی از راههای حفظ آرامش در خانواده ، حکایت کوتاه برای زائران پیاده حسینی ، حکایت کوتاهی از شام غریبان ، حکایت کوتاهی از آنچه که باید هر روز دید ، حکایت کوتاهی از حافظ شیرازی یا لسان الغيب ، حکایت کوتاهی از ایام سوگواری حسینی ، حکایت کوتاه بايد حرکت کنی، همه چی به حرکت تو وابسته است. ، حکایت کوتاهی از عاشورا ؛ صدای پای کربلا میآید ، روايتی آموزنده از امام جواد (ع) , حکایت کوتاهی از یادی از اهل بهشت زهرا , حکایت کوتاهی از نیاز انسان به دعا , حکایت کوتاهی از امام حسن عسگری (ع) ، حکایت کوتاهی از علاقه به بازیگری , حکایت کوتاهی از سه آتش سوزی , حکایت کوتاهی از سال 95 ، ماجرای از شهادت فاطمه زهرا (س) ، چگونه به کودکانمان کمک کنیم تا خود تکلیفشان انجام بدهند ، داستان عشق به هدف ، تغذیه بچه , ماجرای ماندگاری اثر عطر در زندگی , بهترين موقعيت براي استراحت و تماشاي فيلم و سریال ، بهترین سرگرمی فرزندان , راهکارهایی برای تفریحات کم هزینه ، داستان شهادت امام حسن عسگری ع ، داستان کوتاه بوی بهشت میآید ، نهری که از عسل شیرین تر و از شیر سفید تر ، مجاهدان بدون مرز را بیشتر بشناسید ، ماجرای ازدواج پسر مقام معظم رهبری با دختر دکتر حدادعادل ، نمونه سوال مبانی حکومت اسلامی ارشد ، نمونه سوال کارمندیابی انتخاب و توسعه منابع انسانی ، بسم رب الشهدا ، ماجراهای نماز شهید صیاد شیرازی , شهیدی که قرض تفحص کننده ی خود را داد , ماجراهای شعر بوشهری چقدره , ماجرای چارچار یا سردترین هفته زمستان , پست ویژه مادر ,امتحان ,کد یا مهدی موس برای وبلاگ ,کد یا مهدی موس برای وبلاگ , سلام لطفا بخونیین متاسفانه ... . فیلتر شدن اشتباهی ثامن بلاگ , سرگذشت قوم ثمود , ماجرای اصحاب کهف , ماجرای خلقت انسان , ماجرای حضرت نوع ع ,ماجرای دعای کشتی شکستگان , ماجرای دعای کشتی شکستگان , ماجرای رعایت عدالت , ماجرای امام زین العابدين ع و مرد دلقک ,ماجرای امید بخش ترین آیه قرآن , ماجرای واقعی اتاق سی سی یو , ماجرای گربهای كه زمان مرگ بیماران را پیشبینی میكند , واقعی پیرزن بغضش گرفته , ماجرای شام آخر. نويسنده نمايش , ماجرای واقعی زیبا ,ماجرای واقعی علم و مسیح ,ماجرای واقعی پنی سیلین ,ماجرای شیخ صنعان و دختر ترسا ,ماجرای شیخ صنعان و دختر ترسا ,ماجرای خیرات زیبا ,ماجرای همراز یكدیگر باشیم ,ماجرای جالب امتحان دامادها !! ,ماجرای جالب امتحان دامادها !! ,ماجرای واقعی جواب دندان شکن ,ماجرای واقعی ما ایرانی ها ,ماجرای واقعی آرتور اش ,آموزش داستان نویسی - - الفبای قصه نویسی ,آموزش داستان نویسی - ویژگیهای یك قصه خوب كدامند؟ ,آموزش داستان نویسی - چه موضوعهایی را برای داستان انتخاب كنیم؟ ,آموزش داستان نویسی - ویژگیهای یك نثر خوب داستانی ,سخن کفار بزودی قبر زينب[ع] را هم نبش ميکنيم ,ماجرای عیب کوچولوی یک عروس ,ماجرای سه بی گناه ,ماجرای معامله شوخی بردار نیست ,ماجرای یک مشت شکلات ,ماجرای غریق نجات ,ماجرای تصمیم کبری ,امتحان شکرا ,ماجراي نبش قبر حضرت رقيّه(ع) ,داستان طنز تصمیم کبری ,همسر گمشده , داستان ازدواج ملا نصر الدین ,داستان یه خفت جوراب زنانه ,داستان طنز لالایی , داستان طنز لالایی ,داستان طنز تفاوت زن قدیم و زن جدید ,داستان جالب لحظه های عاشقانه ,داستان کوتاه مادرزن و دامادها ,داستان کوتاه چند میفروشی ,داستان کوتاه اعتراف ,داستان کوتاه چگونه میتوانم مثل تو باشم ,داستان کوتاه چگونه میتوانم مثل تو باشم ,داستان کوتاه پزشک و سه مریض ,داستان کوتاه پزشک و سه مریض ,داستان کوتاه ما چقدر زود باوریم ,داستان کوتاه چند می فروشی ,داستان کوتاه معصومیت کودکانه ,داستان کوتاه معصومیت کودکانه ,داستان کوتاه ذکاوت ابو علی سینا ,داستان کوتاه تصور کن برنده هشتاد شش هزار چهارصد دلار شده اید ,ماجرای تدبیر درست ,ماجرای من اینجا مسافرم ,ماجرای کوتاه جواب دکتر حسابی ,ماجرای کوتاه اوج بخشندگی , داستان کوتاه از گابریل گارسیا مارکز ,داستانی تکان دهنده از امام علی ع ,داستان کوتاه ثروتمند شدن بخاطر نگهداری از پدر ,ماجرای ثروتمند شدن بخاطر نگهداری از پدر ,داستان کوتاهی از ابو مسلم خراسانی ,داستان کوتاه گریه ,ماجرای کوتاه حاضر جوابی های کودکانه ,داستان کوتاه شکل خدایی ,داستان کوتاه بوم خاکستری ,داستان کوتاه طرح واکسن ,داستان کوتاه یک شیشه مشروب ,داستان کوتاه سرباز معلول ,داستان هرگز زود قضاوت نکن ,داستان کوتاه من اینجا مسافرم ,داستان کوتاه فکر اقتصادی ,داستان کوتاه گفتگوی بین بچه شتر و مادرش ,داستان کوتاه ماهیگیری ,داستان کوتاه ماهیگیری ,داستان کوتاه شگرد اقتصادی ملا نصرالدین ,داستان کوتاه قصاب و سگ ,داستان کوتاه خال در ادبیات ,داستان کوتاه مشتری خود را بشناید ,داستان کوتاه شرلوک هلمز ,داستان کوتاه شرلوک هلمز ,داستان کوتاه ابراز عشق ,داستان کوتاه ابراز عشق ,داستان کوتاه کیف پول ,داستان کوتاه پیرزن تنها ,داستان کوتاه مادر ,داستان کوتاه دنیا از آن خیال پرزدازان است , داستان کوتاه بوم خاکستری ,داستان کوتاه قدرت حافظه ,داستان کوتاه ,داستان کوتاه یک گام هرچند کوچک ,داستان طنز آزادی ,داستان کوتاه بیل گیتس در رستوران ,داستان کوتاه استاد اصولا منطق چیست؟ , داستان کوتاه دنیا از ان خیال پردازان است ,داستان کوتاه شرف ,داستان کوتاه رستوران مبتکر ,داستان کوتاه خروس , داستان کوتاه آرزو , ما چقدر زود باوریم , داستان کوتاه دنیا از ان خیال پردازان است ,ماجرای کوتاه دنیا از ان خیال پردازان است ,داستان کوتاه عاشق برنمی گردد , داستان کوتاه عشق چیست؟ , دوستان قدیمی امام خمینی در حرم امام علی گرد هم اند , یک مرجع بزرگ( امام خمینی ره )در خدمت چند نوجوان , دستور پزشک به امام خمینی در مقابل نخوردن دارو , ماجرای این همه مال ننه ات! , سخن امام خمینی به نوه شان که از جبهه برگشته ,شعر امام برای فلاسفه ایرونی ,شعر مرحوم واعظ برای امام خمینی ره , توصیه امام خمینی ره به مراقبت از شعرا , عشق امام خمینی ره به ورزش , عشق امام خمینی به بازو کشتی گیر , ورزش امام خمینی ره , ورود به اتاق امام خمینی ره , ماجرای عطر امام خمینی ره , امام همیشه لبخند داشت , ماجرای جواب علی به امام امروز بوسم تلخ است ,ماجرای جواب امام من هیچی ندارم , ماجرای اختلافات , ناسازگاری , ناسازگاری , چرا سعی می کنیم از اختلاف بپرهیزیم؟ , کاربرد قدرت در حل مناقشات , روش شماره 1: تو می بری، همسرت می بازد , روش شماره 2 حل مشکلات: شما می بازید، همسرتان می برد , روش شماره 3 حل اختلافات: هر دو نفر برنده می شوید,نگاهی مثبت به اختلافات , رفتار امام با کودکان , نامه امام به دانش آموزان سرخ پوست آمریكا ,السلام , داستان مولانا و شمس تبريزي یکی بود ، یکی نبود ,کشف راز گرم شدن حمام شیخبهایی با یک شمع , دولت حوضچه آرامش بسازد , دولت حوضچه آرامش بسازد , تلاش در راه تنقيح قلمرو فلسفه دين , رسالت فلسفه دين , آب كوزه و آب دريا , مشكل بزرگ برخى از ارباب فلسفه دين , نگاهى به فلسفه دين نورمن. ال. كيسلر , كتاب فلسفه دين «جان هيك» ,گستره فلسفه دين اسلام , حكمت چيست؟ معرفت چيست؟ فطرت چيست؟ , معرفت چيست ؟ , فطرت چيست؟ , ماجراهای معرفتشناسی , انگیزهٔ معرفتشناسی , ماجراهای تاملاتی در تعامل علم و قدرت , چه کسانی راه خیر و خوبی را می بندند؟ , بهترین زمان ازدواج , داستان عشق , موضوعی که به پادگان الغدیرناوتیپ13امیرالمومنین(ع)واقع درنزدیکی بندرامام مربوطه , شرح عملیات تفحص پیکر دو شهید , ﻣﺴﺎﻓﺖ ﺑﯿﻦ ﺩﻭ ﻗﺒﺮ ﻣﻄﻬﺮ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﯿﺪﺍﻟﺸﻬﺪﺍﻉ ﻭﺑﺮﺍﺩﺭ , در مورد رمان گرترود نوشته هرمان هسه , چطور فیلم دینی بسازیم , آرزوهای کوچک ولی شیرین , سوپرمن , با وجود یوسف،عاقبت همه ختم به خیر است... , سفره ي هفت سين شامل چه چيز هايي مي شود؟ ,ماجرای خروس خان , معلم به بچه ها گفت , سن تمييز , معجزه های دین مبین اسلام انگار باید پس از 14 قرن کشف شوند , ملاعباس چاوشی , سخن پوتین درباره رهبر معظم ما , سلامی به غایت که منتظر آمدنش هستیم جانم فدات ,خدا یاریم کند , آب گرم با معده خالی , یادی ازگذشته براى فريفتگان فرهنگ غرب , نقش سردار
نظرسنجی
| مطالب این وبلاگ چگونه می بینید |
آخرين مطالب
- چادر فروشی حجاب و عفاف زینبیه - ( 1400/11/7 )
- دعای امام حسین (ع) دعای یا رازق طفل صغیر امام حسین در روز عاشورا - ( 1399/12/20 )
- دعای روز غدیر - ( 1399/12/20 )
- دعای معراج - ( 1399/12/20 )
- دعای عهد - ( 1399/12/20 )
- حکایت کوتاه حسرت - ( 1395/9/10 )
- حکایت کوتاه فدای پروانه! - ( 1395/9/9 )
- حکایت کوتاه خیرات - ( 1395/9/9 )
- حکایت دختر فداکار - ( 1395/9/8 )
- داستان کوتاه ملاقات با خدا - ( 1395/9/8 )
- حکایت کوتاه ساحل و صدف - ( 1395/9/7 )
- حکایت کوتاه سیب قندک - ( 1395/9/6 )
- داستان کوتاه دو گدا - ( 1395/9/5 )
- داستان کوتاه شما استثنایی هستید ! - ( 1395/9/4 )
- داستان کوتاه چهار شمع ! - ( 1395/9/3 )
- داستان کوتاه فقط سه کلمه - ( 1395/9/2 )
- حکایت کوتاه گلف باز - ( 1395/8/30 )
- داستان کوتاه دو فرشته - ( 1395/8/29 )
- داستان کوتاه شما می توانید - ( 1395/8/28 )
- داستان کوتاه میخ های روی دیوار - ( 1395/8/15 )
محبوب ترین ها
- حکایت کوتاهی از حافظ شیرازی یا لسان الغيب - ( 1395/1/31 )
- حکایت کوتاهی از امام حسن عسگری (ع) - ( 1395/1/29 )
- داستان کوتاه ساعت گمشده کشاورز - ( 1395/2/7 )
- حکایت کوتاه فدای پروانه! - ( 1395/9/9 )
- بسم رب الشهدا - ( 1395/1/24 )
- داستان کوتاه چهار شمع ! - ( 1395/9/3 )
- سخن کفار بزودی قبر زينب[ع] را هم نبش ميکنيم - ( 1395/1/15 )
- معلم به بچه ها گفت : - ( 1395/1/2 )
- با وجود یوسف،عاقبت همه ختم به خیر است... - ( 1395/1/3 )
- بهترین زمان ازدواج - ( 1395/1/6 )
- سوپرمن! - ( 1395/1/3 )
- داستان کوتاهی از ابو مسلم خراسانی - ( 1395/1/10 )
- ماجرای واقعی اتاق سی سی یو ! - ( 1395/1/15 )
- داستان ازدواج ملا نصر الدین - ( 1395/1/10 )
- ماجرای خروس خان - ( 1395/1/2 )
- حکایت کوتاهی از پاداش آخر سال - ( 1395/2/11 )
- داستان کوتاه دو گدا - ( 1395/9/5 )
- حکایت کوتاه ساحل و صدف - ( 1395/9/7 )
- سن تمييز - ( 1395/1/2 )
- داستان کوتاه فقط سه کلمه - ( 1395/9/2 )
آمار وبلاگ
بازدید امروز : 21553
بازدید دیروز : 253
بازدید کل : 49374
تعداد مطالب : 286
تعداد نظرات : 7
کاربران عضو شده : 6
بازدید دیروز : 253
بازدید کل : 49374
تعداد مطالب : 286
تعداد نظرات : 7
کاربران عضو شده : 6
تاريخ ارسال مطلب : 1395/2/8 - 08:28
برچسبها :
مرد ثروتمند بدون فرزندي بود که به پايان زندگياش رسيده بود،کاغذ و قلمي برداشت تا وصيتنامه خود را بنويسد:
(تمام اموالم را براي خواهرم ميگذارم نه براي برادر زادهام هرگز به خياط هيچ براي فقيران)
اما اجل به او فرصت نداد تا نوشته اش را کامل کند و آنرا نقطه گذاري کند.پس تکليف آن همه ثروت چه ميشد؟؟؟
برادر زاده او تصميم گرفت..آن را اينگونه تغيير دهد:
«تمام اموالم را براي خواهرم ميگذارم؟ نه! براي برادر زادهام. هرگز به خياط. هيچ براي فقيران.»
خواهر او که موافق نبود آن را اينگونه نقطهگذاري کرد :
«تمام اموالم را براي خواهرم ميگذارم. نه براي برادر زادهام. هرگز به خياط. هيچ براي فقيران.»
خياط مخصوصش هم يک کپي از وصيت نامه را پيدا کرد وآن را به روش خودش نقطهگذاري کرد:
«تمام اموالم را براي خواهرم ميگذارم؟ نه. براي برادرزادهام؟ هرگز. به خياط. هيچ براي فقيران.»
پس از شنيدن اين ماجرا فقيران شهر جمع شدند تا نظر خود را اعلام کنند:
«تمام اموالم را براي خواهرم ميگذارم؟ نه. براي برادر زادهام؟ هرگز. به خياط؟ هيچ. براي فقيران.»
نکته اخلاقي:
به واقع زندگي نيز اين چنين است:
او نسخهاي از هستي و زندگي به ما ميدهد که درآن هيچ نقطه و ويرگولي نيست و ما بايد به روش خودمان آن را نقطه گذاري کنيم.
اززمان تولد تا مرگ تمام نقطه گذاريها دست ماست
(تمام اموالم را براي خواهرم ميگذارم نه براي برادر زادهام هرگز به خياط هيچ براي فقيران)
اما اجل به او فرصت نداد تا نوشته اش را کامل کند و آنرا نقطه گذاري کند.پس تکليف آن همه ثروت چه ميشد؟؟؟
برادر زاده او تصميم گرفت..آن را اينگونه تغيير دهد:
«تمام اموالم را براي خواهرم ميگذارم؟ نه! براي برادر زادهام. هرگز به خياط. هيچ براي فقيران.»
خواهر او که موافق نبود آن را اينگونه نقطهگذاري کرد :
«تمام اموالم را براي خواهرم ميگذارم. نه براي برادر زادهام. هرگز به خياط. هيچ براي فقيران.»
خياط مخصوصش هم يک کپي از وصيت نامه را پيدا کرد وآن را به روش خودش نقطهگذاري کرد:
«تمام اموالم را براي خواهرم ميگذارم؟ نه. براي برادرزادهام؟ هرگز. به خياط. هيچ براي فقيران.»
پس از شنيدن اين ماجرا فقيران شهر جمع شدند تا نظر خود را اعلام کنند:
«تمام اموالم را براي خواهرم ميگذارم؟ نه. براي برادر زادهام؟ هرگز. به خياط؟ هيچ. براي فقيران.»
نکته اخلاقي:
به واقع زندگي نيز اين چنين است:
او نسخهاي از هستي و زندگي به ما ميدهد که درآن هيچ نقطه و ويرگولي نيست و ما بايد به روش خودمان آن را نقطه گذاري کنيم.
اززمان تولد تا مرگ تمام نقطه گذاريها دست ماست
برچسبها :
تاريخ ارسال مطلب : 1395/2/7 - 08:21
"آرت بو خوالد" طنز پرداز معروف امريکايي در تاييد اين نکته که خبرهاي بد را نبايد يکباره گفت، داستان زير را آورده است...
مرد ثروتمندي مباشر خود را براي سرکشي اوضاع فرستاده بود. پس از مراجعه پرسيد:
- جرج از خانه چه خبر؟
- خبر خوشي ندارم قربان سگ شما مرد.
- سگ بيچاره! پس او مرد. چه چيز باعث مرگ او شد؟
- پرخوري قربان.
- پرخوري؟ مگر چه غذايي به او داديد که تا اين اندازه دوست داشت؟
- گوشت اسب قربان و همين باعث مرگش شد.
- اين همه گوشت اسب از کجا آورديد؟
- همه اسب هاي پدرتان مردند قربان.
- چه گفتي؟ همه آنها مردند؟
- بله قربان. همه آنها از کار زيادي مردند.
- براي چه اين قدر کار کردند؟
- براي اينکه آب بياورند قربان!
- گفتي آب؟ آب براي چه؟
- براي اينکه آتش را خاموش کنند قربان.
- کدام آتش را؟
- آه قربان! خانه پدر شما سوخت و خاکستر شد.
- پس خانه پدرم سوخت؟ علت آتش سوزي چه بود؟
- فکر مي کنم که شعله شمع باعث اين کار شد قربان!
- گفتي شمع؟ کدام شمع؟
- شمع هايي که براي تشيع جنازه مادرتان استفاده شد قربان!
- مادرم هم مرد؟
- بله قربان. زن بيچاره پس از وقوع آن حادثه سرش را زمين گذاشت و ديگر بلند نشد قربان.
- کدام حادثه؟
- حادثه مرگ پدرتان قربان!
- پدرم هم مرد؟
- بله قربان. مرد بيچاره همين که آن خبر را شنيد زندگي را بدرود گفت.
- کدام خبر را؟
- خبرهاي بدي قربان. بانک شما ورشکست شد. اعتبار شما از بين رفت و حالا بيش از يک سنت در اين دنيا ارزش نداريد. من جسارت کردم قربان. خواستم خبرها را هر چه زودتر به شما اطلاع بدهم قربان!
برچسبها :
"آرت بو خوالد" طنز پرداز معروف امريکايي در تاييد اين نکته که خبرهاي بد را نبايد يکباره گفت، داستان زير را آورده است...
مرد ثروتمندي مباشر خود را براي سرکشي اوضاع فرستاده بود. پس از مراجعه پرسيد:
- جرج از خانه چه خبر؟
- خبر خوشي ندارم قربان سگ شما مرد.
- سگ بيچاره! پس او مرد. چه چيز باعث مرگ او شد؟
- پرخوري قربان.
- پرخوري؟ مگر چه غذايي به او داديد که تا اين اندازه دوست داشت؟
- گوشت اسب قربان و همين باعث مرگش شد.
- اين همه گوشت اسب از کجا آورديد؟
- همه اسب هاي پدرتان مردند قربان.
- چه گفتي؟ همه آنها مردند؟
- بله قربان. همه آنها از کار زيادي مردند.
- براي چه اين قدر کار کردند؟
- براي اينکه آب بياورند قربان!
- گفتي آب؟ آب براي چه؟
- براي اينکه آتش را خاموش کنند قربان.
- کدام آتش را؟
- آه قربان! خانه پدر شما سوخت و خاکستر شد.
- پس خانه پدرم سوخت؟ علت آتش سوزي چه بود؟
- فکر مي کنم که شعله شمع باعث اين کار شد قربان!
- گفتي شمع؟ کدام شمع؟
- شمع هايي که براي تشيع جنازه مادرتان استفاده شد قربان!
- مادرم هم مرد؟
- بله قربان. زن بيچاره پس از وقوع آن حادثه سرش را زمين گذاشت و ديگر بلند نشد قربان.
- کدام حادثه؟
- حادثه مرگ پدرتان قربان!
- پدرم هم مرد؟
- بله قربان. مرد بيچاره همين که آن خبر را شنيد زندگي را بدرود گفت.
- کدام خبر را؟
- خبرهاي بدي قربان. بانک شما ورشکست شد. اعتبار شما از بين رفت و حالا بيش از يک سنت در اين دنيا ارزش نداريد. من جسارت کردم قربان. خواستم خبرها را هر چه زودتر به شما اطلاع بدهم قربان!
برچسبها :
تاريخ ارسال مطلب : 1395/2/7 - 08:09
برچسبها :
پيرمردي تنها در مينه سوتا زندگي مي کرد . او مي خواست مزرعه سيب زميني اش راشخم بزند اما اين کار خيلي سختي بود.. تنها پسرش که مي توانست به او کمک کند در زندان بود . پيرمرد نامه اي براي پسرش نوشت و وضعيت را براي او توضيح داد :
پسرعزيزم من حال خوشي ندارم چون امسال نخواهم توانست سيب زميني بکارم . من نمي خواهم اين مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت هميشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من براي کار مزرعه خيلي پير شده ام. اگر تو اينجا بودي تمام مشکلات من حل مي شد . من مي دانم که اگر تو اينجا بودي مزرعه را براي من شخم مي زدي .
دوستدار تو پدر
پيرمرد اين تلگراف را دريافت کرد :
پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .
4 صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پليس محلي ديده شدند, و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اينکه اسلحه اي پيدا کنند .
پيرمرد بهت زده نامه ديگري به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقي افتاده و مي خواهد چه کند ؟ پسرش پاسخ داد :
پدر برو و سيب زميني هايت را بکار، اين بهترين کاري بود که از اينجا مي توانستم برايت انجام بدهم .
پسرعزيزم من حال خوشي ندارم چون امسال نخواهم توانست سيب زميني بکارم . من نمي خواهم اين مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت هميشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من براي کار مزرعه خيلي پير شده ام. اگر تو اينجا بودي تمام مشکلات من حل مي شد . من مي دانم که اگر تو اينجا بودي مزرعه را براي من شخم مي زدي .
دوستدار تو پدر
پيرمرد اين تلگراف را دريافت کرد :
پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .
4 صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پليس محلي ديده شدند, و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اينکه اسلحه اي پيدا کنند .
پيرمرد بهت زده نامه ديگري به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقي افتاده و مي خواهد چه کند ؟ پسرش پاسخ داد :
پدر برو و سيب زميني هايت را بکار، اين بهترين کاري بود که از اينجا مي توانستم برايت انجام بدهم .
برچسبها :
تاريخ ارسال مطلب : 1395/2/7 - 08:04
برچسبها :
روزي کشاورزي متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است.
ساعتي معمولي امّا با خاطره اي از گذشته و ارزشي عاطفي بود.
بعد از آن که در ميان علوفه بسيار جستجو کرد و آن را نيافت از گروهي کودکان که در بيرون انبار مشغول بازي بودند مدد خواست و وعده داد که هر کسي آن را پيدا کند جايزه اي دريافت نمايد.
کودکان به محض اين که موضوع جايزه مطرح شد به درون انبار هجوم آوردند و تمامي کپّه هاي علف و يونجه را گشتند امّا باز هم ساعت پيدا نشد.
کودکان از انبار بيرون رفتند و درست موقعي که کشاورز از ادام? جستجو نوميد شده بود، پسرکي نزد او آمد و از وي خواست به او فرصتي ديگر بدهد.
کشاورز نگاهي به او انداخت و با خود انديشيد، "چرا که نه؟ به هر حال، کودکي صادق به نظر ميرسد."
پس کشاورز کودک را به تنهايي به درون انبار فرستاد.
بعد از اندکي کودک در حالي که ساعت را در دست داشت از انبار علوفه بيرون آمد.
کشاورز از طرفي شادمان شد و از طرف ديگر متحيّر گشت که چگونه کاميابي از آنِ اين کودک شد.
پس پرسيد، "چطور موفّق شدي در حالي که بقيه کودکان ناکام ماندند؟"
پسرک پاسخ داد، "من کار زيادي نکردم؛ روي زمين نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صداي تيک تاک ساعت را شنيدم و در همان جهت حرکت کردم و آن را يافتم."
ذهن وقتي که در آرامش باشد بهتر از ذهني که پر از مشغله است فکر ميکند.
ساعتي معمولي امّا با خاطره اي از گذشته و ارزشي عاطفي بود.
بعد از آن که در ميان علوفه بسيار جستجو کرد و آن را نيافت از گروهي کودکان که در بيرون انبار مشغول بازي بودند مدد خواست و وعده داد که هر کسي آن را پيدا کند جايزه اي دريافت نمايد.
کودکان به محض اين که موضوع جايزه مطرح شد به درون انبار هجوم آوردند و تمامي کپّه هاي علف و يونجه را گشتند امّا باز هم ساعت پيدا نشد.
کودکان از انبار بيرون رفتند و درست موقعي که کشاورز از ادام? جستجو نوميد شده بود، پسرکي نزد او آمد و از وي خواست به او فرصتي ديگر بدهد.
کشاورز نگاهي به او انداخت و با خود انديشيد، "چرا که نه؟ به هر حال، کودکي صادق به نظر ميرسد."
پس کشاورز کودک را به تنهايي به درون انبار فرستاد.
بعد از اندکي کودک در حالي که ساعت را در دست داشت از انبار علوفه بيرون آمد.
کشاورز از طرفي شادمان شد و از طرف ديگر متحيّر گشت که چگونه کاميابي از آنِ اين کودک شد.
پس پرسيد، "چطور موفّق شدي در حالي که بقيه کودکان ناکام ماندند؟"
پسرک پاسخ داد، "من کار زيادي نکردم؛ روي زمين نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صداي تيک تاک ساعت را شنيدم و در همان جهت حرکت کردم و آن را يافتم."
ذهن وقتي که در آرامش باشد بهتر از ذهني که پر از مشغله است فکر ميکند.
برچسبها :
تاريخ ارسال مطلب : 1395/2/7 - 08:01

برچسبها :
پسر جواني در کتابخانه از دختري پرسيد: مزاحم نيستم کنار دست شما بنشينم؟
دختر جوان با صداي بلند گفت:
«نمي خواهم يک شب را با شما بگذرانم»
تمام دانشجويان در کتابخانه به پسر که بسيار خجالت زده شده بود نگاه کردند.
پس از چند دقيقه دختر به سمت آن پسررفت و در کنار ميزش به او گفت:
«من روانشناسي پژوهش مي کنم و ميدانم مرد ها به چه چيزي فکر ميکنند،گمان کنم شمارا خجالت زده کردم درست است؟»
پسر با صداي خيلي بلند گفت:
«200 دلار براي يک شب!!؟ خيلي زياد است!!!»
وتمام آناني که در کتابخانه بودند به دختر نگاهي غير عادي کردند، پسر به گوش دختر زمزمه کرد:
« من حقوق ميخوانم و ميدانم چطور شخص بيگناهي را گناهکار جلوه بدهم»
دختر جوان با صداي بلند گفت:
«نمي خواهم يک شب را با شما بگذرانم»
تمام دانشجويان در کتابخانه به پسر که بسيار خجالت زده شده بود نگاه کردند.
پس از چند دقيقه دختر به سمت آن پسررفت و در کنار ميزش به او گفت:
«من روانشناسي پژوهش مي کنم و ميدانم مرد ها به چه چيزي فکر ميکنند،گمان کنم شمارا خجالت زده کردم درست است؟»
پسر با صداي خيلي بلند گفت:
«200 دلار براي يک شب!!؟ خيلي زياد است!!!»
وتمام آناني که در کتابخانه بودند به دختر نگاهي غير عادي کردند، پسر به گوش دختر زمزمه کرد:
« من حقوق ميخوانم و ميدانم چطور شخص بيگناهي را گناهکار جلوه بدهم»

برچسبها :
تاريخ ارسال مطلب : 1395/2/7 - 07:54
برچسبها :
در يونان باستان سقراط به دليل خرد و درايت فراوانش مورد ستايش بود.
روزي فيلسوف بزرگي که از آشنايان سقراط بود،با هيجان نزد او آمد و گفت : سقراط ميداني راجع به يکي ازشاگردانت چه شنيده ام؟
سقراط پاسخ داد : " لحظه اي صبر کن.قبل از اينکه به من چيزي بگويي از تومي خواهم آزمون کوچکي را که نامش سه پرسش است پاسخ دهي.
" مرد پرسيد : سه پرسش؟
سقراط گفت : بله درست است. قبل از اينکه راجع به شاگردم بامن صحبت کني،لحظه اي آنچه را که قصد گفتنش را داري امتحان کنيم.
اولين پرسش حقيقت است. کاملا مطمئني که آنچه را که مي خواهي به من بگويي حقيقت دارد؟
مرد جواب داد :" نه،فقط در موردش شنيده ام .
"سقراط گفت : "بسيار خوب، پس واقعا نميداني که خبردرست است يا نادرست. حالا بيا پرسش دوم را بگويم،" پرسش خوبي" آنچه را که در موردشاگردم مي خواهي به من بگويي خبرخوبي است؟
" مردپاسخ داد :" نه، برعکس…"
سقراط ادامه داد :" پس مي خواهي خبري بد در مورد شاگردم که حتي درموردآن مطمئن هم نيستي بگويي؟"
مردکمي دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.
سقراط ادامه داد :" و اما پرسش سوم سودمند بودن است. آن چه را که مي خواهي در مورد شاگردم به من بگويي برايم سودمند است؟"
مرد پاسخ داد :" نه ، واقعا…"
سقراط نتيجه گيري کرد :" اگرمي خواهي به من چيزي رابگويي که نه حقيقت داردونه خوب است و نه حتي سودمند است پس چرا اصلا آن رابه من مي گويي؟!!
روزي فيلسوف بزرگي که از آشنايان سقراط بود،با هيجان نزد او آمد و گفت : سقراط ميداني راجع به يکي ازشاگردانت چه شنيده ام؟
سقراط پاسخ داد : " لحظه اي صبر کن.قبل از اينکه به من چيزي بگويي از تومي خواهم آزمون کوچکي را که نامش سه پرسش است پاسخ دهي.
" مرد پرسيد : سه پرسش؟
سقراط گفت : بله درست است. قبل از اينکه راجع به شاگردم بامن صحبت کني،لحظه اي آنچه را که قصد گفتنش را داري امتحان کنيم.
اولين پرسش حقيقت است. کاملا مطمئني که آنچه را که مي خواهي به من بگويي حقيقت دارد؟
مرد جواب داد :" نه،فقط در موردش شنيده ام .
"سقراط گفت : "بسيار خوب، پس واقعا نميداني که خبردرست است يا نادرست. حالا بيا پرسش دوم را بگويم،" پرسش خوبي" آنچه را که در موردشاگردم مي خواهي به من بگويي خبرخوبي است؟
" مردپاسخ داد :" نه، برعکس…"
سقراط ادامه داد :" پس مي خواهي خبري بد در مورد شاگردم که حتي درموردآن مطمئن هم نيستي بگويي؟"
مردکمي دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.
سقراط ادامه داد :" و اما پرسش سوم سودمند بودن است. آن چه را که مي خواهي در مورد شاگردم به من بگويي برايم سودمند است؟"
مرد پاسخ داد :" نه ، واقعا…"
سقراط نتيجه گيري کرد :" اگرمي خواهي به من چيزي رابگويي که نه حقيقت داردونه خوب است و نه حتي سودمند است پس چرا اصلا آن رابه من مي گويي؟!!
برچسبها :
تاريخ ارسال مطلب : 1395/2/7 - 07:24

برچسبها :
مرد ثروتمندي همراه هشت پسر و دخترش و نوه هايش در يک باغ زندگي مي کرد و با اينکه همه چيز داشت نگران فرزندان و نوه هايش بود که بخاطر ثروت او هيچ کدام کار نمي کردند و زحمت نمي کشيدند.
يک روز مرد ثروتمند فکري به سرش زد و ......
فردا صبح هر کدام از پسرها و دخترها و عروسها و دامادها و نوه ها که مي خواستند از وسط جاده باغ بگذرند چشمشان به تخته سنگ بزرگي افتاد که راه عبور و مرور آنها را سخت کرده بود اما آنها که نمي دانستند مرد ثروتمند از پنجره اتاقش دارد آنها را نگاه مي کند بدون اينکه به خودشان زحمت بدهند كه لااقل سنگ را از سر راه بقيه اعضاي خانواده بردارند از كنار تخته سنگ گذشتند و رفتند.
خورشيد داشت كم كم غروب مي كرد و مرد ثروتمند از ديدن آن صحنه ها سخت ناراحت شده بود كه ناگهان متوجه شد پير مرد خدمتكار در حالي كه لوازم زيادي در دست داشت همين كه به تخته سنگ رسيد لوازمش را پايين گذاشت و به هر سختي بود تخته سنگ را برداشت و آن را از سر راه دور كرد و......كه در همان لحظه چشمش به يك كيسه پر از صد دلاري افتاد پيرمرد باغبان داخل كيسه را نگاه كرد تا صاحبش را پيدا كند كه يادداشتي را وسط بسته هاي صد دلاري ديد كه نوشته شده بود :
هر سد و مانعي كه سر راهتان باشد مي تواند مسير زندگيتان را تغيير بدهد به شرط آنكه سعي كنيد آن مانع را از سر راهتان برداريد!
پيرمرد باغبان خوشحال بود اما پيرمرد ثروتمند به حال فرزندانش اشك مي ريخت.
يک روز مرد ثروتمند فکري به سرش زد و ......
فردا صبح هر کدام از پسرها و دخترها و عروسها و دامادها و نوه ها که مي خواستند از وسط جاده باغ بگذرند چشمشان به تخته سنگ بزرگي افتاد که راه عبور و مرور آنها را سخت کرده بود اما آنها که نمي دانستند مرد ثروتمند از پنجره اتاقش دارد آنها را نگاه مي کند بدون اينکه به خودشان زحمت بدهند كه لااقل سنگ را از سر راه بقيه اعضاي خانواده بردارند از كنار تخته سنگ گذشتند و رفتند.
خورشيد داشت كم كم غروب مي كرد و مرد ثروتمند از ديدن آن صحنه ها سخت ناراحت شده بود كه ناگهان متوجه شد پير مرد خدمتكار در حالي كه لوازم زيادي در دست داشت همين كه به تخته سنگ رسيد لوازمش را پايين گذاشت و به هر سختي بود تخته سنگ را برداشت و آن را از سر راه دور كرد و......كه در همان لحظه چشمش به يك كيسه پر از صد دلاري افتاد پيرمرد باغبان داخل كيسه را نگاه كرد تا صاحبش را پيدا كند كه يادداشتي را وسط بسته هاي صد دلاري ديد كه نوشته شده بود :
هر سد و مانعي كه سر راهتان باشد مي تواند مسير زندگيتان را تغيير بدهد به شرط آنكه سعي كنيد آن مانع را از سر راهتان برداريد!
پيرمرد باغبان خوشحال بود اما پيرمرد ثروتمند به حال فرزندانش اشك مي ريخت.

برچسبها :
تاريخ ارسال مطلب : 1395/2/7 - 07:18
برچسبها :
کشاورزي جوان يک اسب پير داشت يک روز هنگام برگشتن به خانه چون مراقبش نبود داخل چاهي بدون آب افتاد.
کشاورز جوان هر چه سعي کرد نتوانست اسب را از چاه در آورد از طرفي دلش هم به حال اسب پير ميسوخت که آن طور درد بکشد پس براي اينکه اسب زجر نکشد فکري به ذهنش رسيد با بيلي که در دست داشت خاکهاي اطراف چاه را داخل چاه ريخت به اين نيت که اسبش زير خاکها مدفون شود و بميرد.!
اما اسب پير هر بار که خاک روي بدنش مي ريخت با دمش و تکان دادن بدنش خاکها را پايين مي ريخت و در عين حال خاکها را روي هم کپه ميکرد و چند سانتي متر بالاتر مي آمد.
اين کار همچنان ادامه پيدا کرد .کشاورز جوان خاک ميريخت و اسب پير خاکها را زير پايش جمع ميکردو....
تا بالاخره ارتفاع خاک به لبه چاه رسيد و اسب پير در حالي که يک کوزه پر از سکه طلا را به دندان گرفته بود از چاه خارج شد و کشاورز جوان تبديل به مردي ثروتمند شد.
کشاورز جوان هر چه سعي کرد نتوانست اسب را از چاه در آورد از طرفي دلش هم به حال اسب پير ميسوخت که آن طور درد بکشد پس براي اينکه اسب زجر نکشد فکري به ذهنش رسيد با بيلي که در دست داشت خاکهاي اطراف چاه را داخل چاه ريخت به اين نيت که اسبش زير خاکها مدفون شود و بميرد.!
اما اسب پير هر بار که خاک روي بدنش مي ريخت با دمش و تکان دادن بدنش خاکها را پايين مي ريخت و در عين حال خاکها را روي هم کپه ميکرد و چند سانتي متر بالاتر مي آمد.
اين کار همچنان ادامه پيدا کرد .کشاورز جوان خاک ميريخت و اسب پير خاکها را زير پايش جمع ميکردو....
تا بالاخره ارتفاع خاک به لبه چاه رسيد و اسب پير در حالي که يک کوزه پر از سکه طلا را به دندان گرفته بود از چاه خارج شد و کشاورز جوان تبديل به مردي ثروتمند شد.
برچسبها :
تاريخ ارسال مطلب : 1395/2/2 - 07:43

برچسبها :
وَ مِن آياتِهِ أن خَلَقَ لَکُم مِن أنفُسِکُم اَزواجاً لِتَسکُنُوا إِلَيها وَ جَعَلَ بَينَکُم مَوَدَّهً وَ رَحمَهً أنَّ في ذلِک لَاياتِ لِقَومٍ يَتَفَکَّرون
سوره الروم – آيه 21
ج: « وَجَعلَ بَينَکُم مَوَدَّهَ وَ رَحمَهً »
خانواده اي که از پدر و مادر شروع مي شود و با حضور فرزندان ادامه مي يابد، جامعه کوچکي است که خداوند ايجاد محبت در ميان اعضايش را به خود نسبت مي دهد.
مودت به معناي خيرخواهي است. يعني دوستي اي تؤام با خيرخواهي، و رحمت به معناي عطوفت و مهرباني است.
در خانواده هاي الهي همه اعضاي خانواده يعني پدر و مادر فرزندان، خيرخواه يکديگرند و هريک خير خود را در خير ديگري مي بيند.
ايجاد محبت ميان زن و شوهر امري الهي است. درمرحله بعد ميان والدين و فرزندانشان ايجاد محبت مي شود مانند محبت مادر نسبت به فرزندش که نعمتي خدادادي است. همان طور که قلب مادر کانون محبت است. قلب پدر نيز مرکز مهر و عطوفت است. وظيفه همه اعضاي خانواده حفظ و نگهداري از اين هديه الهي است.
از شاخصه هاي مهم خانواده قرآني وجود محبت در کانون خانواده است.
در مرحله اول اين محبت را خداوند ايجاد مي نمايد:
يکي از عوامل مؤثر براي حفظ و افزايش محبت در کانون بيان و ابراز محبت است. بايد توجه داشت ابراز محبت نه تنها از شخصيت فرد نمي کاهد بلکه باعث افزايش محبوبيت او مي شود. سه عامل ديگر نيز در حديث زير بيان گرديده است.
حضرت (علي) فرمود:
« ثَلاثُ يُوجِبنَ اَلمَحَبَّهَ : حُسنُ الخُلقِ وَ حُسنُ الرِّفقِ وَ التَّواضُعُ »
سه چيز باعث ايجاد محبت مي شود: حسن خلق، حسن رفتار و تواضع.
اول چيزي که باعث محبت مي شود حسن خلق است. به طور طبيعي همه مردم افراد خوش خلق را دوست دارند. در برخي از خانواده ها ديده مي شود که پدر با اين که شخصيتي اجتماعي دارد به علت برخوردهاي سرد و عاري از محبت در خانواده جايي ندارد.
دوم حسن رفتار و رفاقت است. وقتي والدين با فرزندان رفيق باشند بهتر مي توانند آنها را از خطرات اجتماع حفظ کنند و آموزشهاي لازم را به آنها بدهند. رفق و مدارا با همگان اثربخش است و از کرامات اخلاقي است.
سوم تواضع است. متواضع بودن باعث محبوب شدن فرد مي شود.
پيامبر اکرم(ص) فرمود: تواضع و فروتني جز بر عزت و ارجمندي آدمي نمي افزايد. پس فروتن باشيد تا خداوند بزرگتان دارد.
روايات بسياري در زمينه محبت خصوصاً نسبت به همسر وجود دارد و تعاليم اسلامي نسبت به محبت و ابراز آن تأکيدات فراواني کرده است. توجه به اين نکته ضروري است که ما با انسانها زندگي مي کنيم نه با ملائکه يعني همه انسانها عيوبي دارند و هيچ کس بدون عيب و نقص نمي باشد. پس بايد به داشته ها راضي بود و يکديگر را دوست داشت و مراقب بود نقطه ضعف طرف موجب نگردد جهات مثبت او ناديده گرفته شود و از محبت نسبت به او دريغ کرد.
موفق باشيد.
دکتر سيد محسن ميرباقري
سوره الروم – آيه 21
ج: « وَجَعلَ بَينَکُم مَوَدَّهَ وَ رَحمَهً »
خانواده اي که از پدر و مادر شروع مي شود و با حضور فرزندان ادامه مي يابد، جامعه کوچکي است که خداوند ايجاد محبت در ميان اعضايش را به خود نسبت مي دهد.
مودت به معناي خيرخواهي است. يعني دوستي اي تؤام با خيرخواهي، و رحمت به معناي عطوفت و مهرباني است.
در خانواده هاي الهي همه اعضاي خانواده يعني پدر و مادر فرزندان، خيرخواه يکديگرند و هريک خير خود را در خير ديگري مي بيند.
ايجاد محبت ميان زن و شوهر امري الهي است. درمرحله بعد ميان والدين و فرزندانشان ايجاد محبت مي شود مانند محبت مادر نسبت به فرزندش که نعمتي خدادادي است. همان طور که قلب مادر کانون محبت است. قلب پدر نيز مرکز مهر و عطوفت است. وظيفه همه اعضاي خانواده حفظ و نگهداري از اين هديه الهي است.
از شاخصه هاي مهم خانواده قرآني وجود محبت در کانون خانواده است.
در مرحله اول اين محبت را خداوند ايجاد مي نمايد:
يکي از عوامل مؤثر براي حفظ و افزايش محبت در کانون بيان و ابراز محبت است. بايد توجه داشت ابراز محبت نه تنها از شخصيت فرد نمي کاهد بلکه باعث افزايش محبوبيت او مي شود. سه عامل ديگر نيز در حديث زير بيان گرديده است.
حضرت (علي) فرمود:
« ثَلاثُ يُوجِبنَ اَلمَحَبَّهَ : حُسنُ الخُلقِ وَ حُسنُ الرِّفقِ وَ التَّواضُعُ »
سه چيز باعث ايجاد محبت مي شود: حسن خلق، حسن رفتار و تواضع.
اول چيزي که باعث محبت مي شود حسن خلق است. به طور طبيعي همه مردم افراد خوش خلق را دوست دارند. در برخي از خانواده ها ديده مي شود که پدر با اين که شخصيتي اجتماعي دارد به علت برخوردهاي سرد و عاري از محبت در خانواده جايي ندارد.
دوم حسن رفتار و رفاقت است. وقتي والدين با فرزندان رفيق باشند بهتر مي توانند آنها را از خطرات اجتماع حفظ کنند و آموزشهاي لازم را به آنها بدهند. رفق و مدارا با همگان اثربخش است و از کرامات اخلاقي است.
سوم تواضع است. متواضع بودن باعث محبوب شدن فرد مي شود.
پيامبر اکرم(ص) فرمود: تواضع و فروتني جز بر عزت و ارجمندي آدمي نمي افزايد. پس فروتن باشيد تا خداوند بزرگتان دارد.
روايات بسياري در زمينه محبت خصوصاً نسبت به همسر وجود دارد و تعاليم اسلامي نسبت به محبت و ابراز آن تأکيدات فراواني کرده است. توجه به اين نکته ضروري است که ما با انسانها زندگي مي کنيم نه با ملائکه يعني همه انسانها عيوبي دارند و هيچ کس بدون عيب و نقص نمي باشد. پس بايد به داشته ها راضي بود و يکديگر را دوست داشت و مراقب بود نقطه ضعف طرف موجب نگردد جهات مثبت او ناديده گرفته شود و از محبت نسبت به او دريغ کرد.
موفق باشيد.
دکتر سيد محسن ميرباقري

برچسبها :
تاريخ ارسال مطلب : 1395/2/1 - 13:52
برچسبها :
جوظيفه والدین در فصل شروع امتحانات
بيشترين ميزان ناراحتي ها، تيره شدن روابط و فاصله گرفتن والدين و فرزندان در زمان امتحانات است. بدون ترديد فصل امتحانات يادآور دغدغه ها و نگرانيهاست. اين دغدغه ها و نگرانيها محدود به دانش آموز نمي شود، بلکه فضاي خانه و خانواده را نيز در بر مي گيرد. گويي والدين و اعضاي خانواده امتحان دارند.
اين سؤال بسياري از والدين است که "وظيفه آنها در شروع فصل امتحانات چيست؟" و "آيا ضروري است والدين خودشان را درگير مسائل درسي فرزندانشان کنند؟" يا "بهتر است بي اعتنا و بي تفاوت فرزندانشان را به حال خود رها کنند؟" در اين مطلب سعي شده است مهمترين وظايف والدين در فصل امتحانات مطرح شود:
وظايف والدين :
1- فضايي آرامبخش، شور آفرين و اطمينان بخش بيافرينند.
قطعاً اصلي ترين وظيفه والدين ايجاد فضايي صميمي، دلگرم کننده، فرحبخش و شورآفرين است. چنين فضايي درون محيط خانواده، دغدغه ها و نگرانيها را به حداقل مي رساند، امکان بروز استعدادها را ميسر مي سازد، تواناييهاي هوشي و عاطفي فرزندان را گسترش مي دهد و فرزندان را مسئول و متکي به خود بار مي آورد.
2- در برنامه هاي درسي فرزندتان دخالت نکنيد.
فرزندان شما بارها و بارها از معلمان، مشاوران و مدير مدرسه توضيحات فراواني شنيده اند. تاکيدهاي بيش از حد، امر و نهي هاي مکرر، سرزنش، دستورات شما در موقعيت دشوار امتحاني از سوي فرزندتان به عنوان دخالت تلقي مي شود. اگر فرزندتان تصميم گرفته به ميزان اندکي مطالعه کند، مطمئناً با امر و نهي شما همين ميزان اندک مطالعه را نيز انجام نخواهد داد.
3- مشکلات زندگي را به فرزندتان منتقل نکنيد.
مشکلات هميشه وجود دارند. مثلاً گاهي مسائل مالي عرصه را بر والدين تنگ مي سازد. طبعاً تحمل اين مشکلات صبر آنان را سرريز کرده و فشارهايي را به دانش آموزان منتقل مي کند ظرفيت دانش آموز محدود است و حساسيت وي زياد. همچنين بيان اختلافات خانوادگي و بازگويي مجدد آنها به همراه القاب تحقير آميز، جسم و روح فرزندتان را فرسوده مي سازد. آزردگي خاطر و فرسودگي جسم و روح فرزندتان مجالي براي يادگيري دروس به آنها نخواهد داد. تلاش کنيد مشکلات را با همه ابعاد و زواياي نگران کننده و طاقت فرسا به آنان بازگو نکنيد
4- تفريحات برنامه ريزي شده را جايگزين ساير فعاليت ها کنيد.
درس خواندن طولاني و خسته کننده به سود فرزندتان نيست. تفريح هر چند تفريحات ساده نظير گردش در فضاي آزاد، کوه، پارک رفتن و... فوائد زيادي براي شما و فرزندتان دارد. غالب اين تفريحات هزينه هاي کمتري در مقايسه با يک ميهماني رفتن يا ميهماني دادن بر دوش شما مي گذارد. به ميهماني رفتن و ميهماني دادن زياد، وقت زيادي از شما و فرزندانتان خواهد گرفت. در زمان امتحانات، ميزان رفت و آمدها را کم کنيد.
5- ارتباط خود را با مدرسه، معلمان، انجمن اوليا و مربيان بيشتر کنيد
ارتباط هر چه بيشتر شما با مدرسه و معلمان باعث خواهد شد فرزندتان با دلگرمي بيشتري درسها را دنبال کند. در ملاقات با معلمان و مشاوران از راهنماييها و توصيه هاي آنها حداکثر استفاده را ببريد که چه کارهايي به سود فرزندان است و چه کارهايي بي نتيجه است.
6- شنونده صميمي حرفها و شکايت هاي فرزندتان باشيد
هميشه اوضاع بر وفق مراد نيست. گاه دانش آموز از درسي تنفر دارد گاه نسبت به رفتار معلمي اعتراض دارد يا از يادگيري درسي عاجز است. در بيشتر اين مواقع فرزندتان، راهنماييهاي شما را نمي خواهد، او به دنبال گوش شنوايي است. از توصيه کردن اجتناب ورزيد. وظيفه شما فقط شنيدن است. حرفهايش را بپذيريد، سعي کنيد احساس او را درک کنيد، مطمئن باشيد همه چيز به خير و خوشي خواهد گذشت.
7- در فرصتهاي مناسب، فرزندتان را تاييد و تشويق کنيد و از تحقير، سرکوب کردن و طعنه زدن جداً بپرهيزيد.
بدون هيچ ترديدي کلمات ناراحت کننده، طعنه آميز و ريشخندکننده اجازه فعاليتهاي مفيد را از فرزندتان سلب مي کند. آيا شما خودتان حاضريد طعن، نيشخند، کلمات تحقيرآميز بشنويد و با وجود اين، کاري مثبت و سازنده انجام دهيد. با تشويق و تاييد فرزندتان حس عجيبي در وي رشد مي کند. او احساس مي کند که قدرت عجيبي پيدا کرده است. قادر است بيشتر مطالعه کند، تمرين کند، ياد بگيرد، يادگيري برايش جالب و شورانگيز خواهد شد. لحن گرم و صميمي شما بر تاييد و تشويق صد چندان مي افزايد.
8- امتحان دانش آموز، وظيفه دانش آموز است نه وظيفه والدين
والدين مسئوليتهاي خودشان را دارند و دانش آموز مسئوليتهاي خودش را دارد. امتحان جزو وظايف اوست. اين وظيفه فرزند شماست که به موقع درس بخواند، تمرين حل کند. خود را براي امتحان کلاس و امتحان آماده کند.
9- اعلام آماده باش براي شب هاي امتحان.
از ابتداي سال آنها را براي امتحانات آماده کنيد. دانش آموزاني که با برنامه ريزي قبلي و در طول سال تحصيلي به مطالعه درس هاي خود پرداخته اند دغدغه کمتري نسبت به ديگران دارند و مي توانند با سپري کردن روزهاي امتحان، نتيجه خوبي را براي خود رقم بزنند. اما بعضي از آن ها که از قافله تحصيل بازمانده اند و فقط در کلاس درس حضور فيزيکي داشته اند روزهاي سختي را در پيش خواهند داشت.
موفق باشيد
بيشترين ميزان ناراحتي ها، تيره شدن روابط و فاصله گرفتن والدين و فرزندان در زمان امتحانات است. بدون ترديد فصل امتحانات يادآور دغدغه ها و نگرانيهاست. اين دغدغه ها و نگرانيها محدود به دانش آموز نمي شود، بلکه فضاي خانه و خانواده را نيز در بر مي گيرد. گويي والدين و اعضاي خانواده امتحان دارند.
اين سؤال بسياري از والدين است که "وظيفه آنها در شروع فصل امتحانات چيست؟" و "آيا ضروري است والدين خودشان را درگير مسائل درسي فرزندانشان کنند؟" يا "بهتر است بي اعتنا و بي تفاوت فرزندانشان را به حال خود رها کنند؟" در اين مطلب سعي شده است مهمترين وظايف والدين در فصل امتحانات مطرح شود:
وظايف والدين :
1- فضايي آرامبخش، شور آفرين و اطمينان بخش بيافرينند.
قطعاً اصلي ترين وظيفه والدين ايجاد فضايي صميمي، دلگرم کننده، فرحبخش و شورآفرين است. چنين فضايي درون محيط خانواده، دغدغه ها و نگرانيها را به حداقل مي رساند، امکان بروز استعدادها را ميسر مي سازد، تواناييهاي هوشي و عاطفي فرزندان را گسترش مي دهد و فرزندان را مسئول و متکي به خود بار مي آورد.
2- در برنامه هاي درسي فرزندتان دخالت نکنيد.
فرزندان شما بارها و بارها از معلمان، مشاوران و مدير مدرسه توضيحات فراواني شنيده اند. تاکيدهاي بيش از حد، امر و نهي هاي مکرر، سرزنش، دستورات شما در موقعيت دشوار امتحاني از سوي فرزندتان به عنوان دخالت تلقي مي شود. اگر فرزندتان تصميم گرفته به ميزان اندکي مطالعه کند، مطمئناً با امر و نهي شما همين ميزان اندک مطالعه را نيز انجام نخواهد داد.
3- مشکلات زندگي را به فرزندتان منتقل نکنيد.
مشکلات هميشه وجود دارند. مثلاً گاهي مسائل مالي عرصه را بر والدين تنگ مي سازد. طبعاً تحمل اين مشکلات صبر آنان را سرريز کرده و فشارهايي را به دانش آموزان منتقل مي کند ظرفيت دانش آموز محدود است و حساسيت وي زياد. همچنين بيان اختلافات خانوادگي و بازگويي مجدد آنها به همراه القاب تحقير آميز، جسم و روح فرزندتان را فرسوده مي سازد. آزردگي خاطر و فرسودگي جسم و روح فرزندتان مجالي براي يادگيري دروس به آنها نخواهد داد. تلاش کنيد مشکلات را با همه ابعاد و زواياي نگران کننده و طاقت فرسا به آنان بازگو نکنيد
4- تفريحات برنامه ريزي شده را جايگزين ساير فعاليت ها کنيد.
درس خواندن طولاني و خسته کننده به سود فرزندتان نيست. تفريح هر چند تفريحات ساده نظير گردش در فضاي آزاد، کوه، پارک رفتن و... فوائد زيادي براي شما و فرزندتان دارد. غالب اين تفريحات هزينه هاي کمتري در مقايسه با يک ميهماني رفتن يا ميهماني دادن بر دوش شما مي گذارد. به ميهماني رفتن و ميهماني دادن زياد، وقت زيادي از شما و فرزندانتان خواهد گرفت. در زمان امتحانات، ميزان رفت و آمدها را کم کنيد.
5- ارتباط خود را با مدرسه، معلمان، انجمن اوليا و مربيان بيشتر کنيد
ارتباط هر چه بيشتر شما با مدرسه و معلمان باعث خواهد شد فرزندتان با دلگرمي بيشتري درسها را دنبال کند. در ملاقات با معلمان و مشاوران از راهنماييها و توصيه هاي آنها حداکثر استفاده را ببريد که چه کارهايي به سود فرزندان است و چه کارهايي بي نتيجه است.
6- شنونده صميمي حرفها و شکايت هاي فرزندتان باشيد
هميشه اوضاع بر وفق مراد نيست. گاه دانش آموز از درسي تنفر دارد گاه نسبت به رفتار معلمي اعتراض دارد يا از يادگيري درسي عاجز است. در بيشتر اين مواقع فرزندتان، راهنماييهاي شما را نمي خواهد، او به دنبال گوش شنوايي است. از توصيه کردن اجتناب ورزيد. وظيفه شما فقط شنيدن است. حرفهايش را بپذيريد، سعي کنيد احساس او را درک کنيد، مطمئن باشيد همه چيز به خير و خوشي خواهد گذشت.
7- در فرصتهاي مناسب، فرزندتان را تاييد و تشويق کنيد و از تحقير، سرکوب کردن و طعنه زدن جداً بپرهيزيد.
بدون هيچ ترديدي کلمات ناراحت کننده، طعنه آميز و ريشخندکننده اجازه فعاليتهاي مفيد را از فرزندتان سلب مي کند. آيا شما خودتان حاضريد طعن، نيشخند، کلمات تحقيرآميز بشنويد و با وجود اين، کاري مثبت و سازنده انجام دهيد. با تشويق و تاييد فرزندتان حس عجيبي در وي رشد مي کند. او احساس مي کند که قدرت عجيبي پيدا کرده است. قادر است بيشتر مطالعه کند، تمرين کند، ياد بگيرد، يادگيري برايش جالب و شورانگيز خواهد شد. لحن گرم و صميمي شما بر تاييد و تشويق صد چندان مي افزايد.
8- امتحان دانش آموز، وظيفه دانش آموز است نه وظيفه والدين
والدين مسئوليتهاي خودشان را دارند و دانش آموز مسئوليتهاي خودش را دارد. امتحان جزو وظايف اوست. اين وظيفه فرزند شماست که به موقع درس بخواند، تمرين حل کند. خود را براي امتحان کلاس و امتحان آماده کند.
9- اعلام آماده باش براي شب هاي امتحان.
از ابتداي سال آنها را براي امتحانات آماده کنيد. دانش آموزاني که با برنامه ريزي قبلي و در طول سال تحصيلي به مطالعه درس هاي خود پرداخته اند دغدغه کمتري نسبت به ديگران دارند و مي توانند با سپري کردن روزهاي امتحان، نتيجه خوبي را براي خود رقم بزنند. اما بعضي از آن ها که از قافله تحصيل بازمانده اند و فقط در کلاس درس حضور فيزيکي داشته اند روزهاي سختي را در پيش خواهند داشت.
موفق باشيد
برچسبها :
تاريخ ارسال مطلب : 1395/2/1 - 13:49
ويژگي هاي مسئول خانواده
مسئول خانواده، مانند هر مدير و مسئول ديگري صفات و ويژگيهايي دارد.
اين ويژگيها عبارت است عبارت است از:
الف: وفاي به عهد
اولين و مهمترين ويژگي يک مسئول وفادار بودن اوست. هر مديري در هر جايگاه و مقامي بايد نسبت به انجام وظايفي که برعهده دارد، وفادار باشد.
ب: خداترسي
يک مدير هميشه در دل هراسي دارد که آيا مي تواند مسئوليت خود را آن گونه که خدا مي خواهد به انجام برساند. اينان همواره اين بيان قرآني را سرلوحه کار خود قرار مي دهند:
"وَيَخشَونَ رَبَّهُم وَ يخافُونَ سُوءَ الحِساب"
و از پروردگارشان مي ترسند و از خستي حساب بيم دارند.
آيه 21 سوره رعد
ج: برخورد کريمانه
از ويژگيهاي يک مدير آن است که با افراد تحت پوشش اش رفتاري کريمانه داشته باشد و در حد امکان بديها را با نيکي پاسخ دهد. مشکلات و گاه تخلفات را به بهترين شيوه دفع نمايد و از هر گونه خشونت بپرهيزد.
ساده ترين راه در مديريت توسل به خشونت است. چنان که در سياست هم ديکتاتوري، راحت ترين نوع حکومت مي باشد و ديکتاتورها به سادگي به اهداف خود دست مي يابند.گاهي يک مدير انديشمند و با تدبير از سر مهر و با يک لبخند مي تواند از بروز مشکلات جدي جلوگيري کند.
قرآن کريم به زيبايي مي فرمايد:
» وَ يدرَؤُنَ بالحَسَنَهِ السَّيئَهَ «
و بدي را با نيکي مي زدايند.
آيه 54 سوره القصص
در بخش هاي آتي به بيان مسيئوليتهاي آقايان و بانوان به صورت کامل و مجزا مي پردازيم.
موفق باشيد.
دکتر سيد محسن ميرباقري
برچسبها :
ويژگي هاي مسئول خانواده
مسئول خانواده، مانند هر مدير و مسئول ديگري صفات و ويژگيهايي دارد.
اين ويژگيها عبارت است عبارت است از:
الف: وفاي به عهد
اولين و مهمترين ويژگي يک مسئول وفادار بودن اوست. هر مديري در هر جايگاه و مقامي بايد نسبت به انجام وظايفي که برعهده دارد، وفادار باشد.
ب: خداترسي
يک مدير هميشه در دل هراسي دارد که آيا مي تواند مسئوليت خود را آن گونه که خدا مي خواهد به انجام برساند. اينان همواره اين بيان قرآني را سرلوحه کار خود قرار مي دهند:
"وَيَخشَونَ رَبَّهُم وَ يخافُونَ سُوءَ الحِساب"
و از پروردگارشان مي ترسند و از خستي حساب بيم دارند.
آيه 21 سوره رعد
ج: برخورد کريمانه
از ويژگيهاي يک مدير آن است که با افراد تحت پوشش اش رفتاري کريمانه داشته باشد و در حد امکان بديها را با نيکي پاسخ دهد. مشکلات و گاه تخلفات را به بهترين شيوه دفع نمايد و از هر گونه خشونت بپرهيزد.
ساده ترين راه در مديريت توسل به خشونت است. چنان که در سياست هم ديکتاتوري، راحت ترين نوع حکومت مي باشد و ديکتاتورها به سادگي به اهداف خود دست مي يابند.گاهي يک مدير انديشمند و با تدبير از سر مهر و با يک لبخند مي تواند از بروز مشکلات جدي جلوگيري کند.
قرآن کريم به زيبايي مي فرمايد:
» وَ يدرَؤُنَ بالحَسَنَهِ السَّيئَهَ «
و بدي را با نيکي مي زدايند.
آيه 54 سوره القصص
در بخش هاي آتي به بيان مسيئوليتهاي آقايان و بانوان به صورت کامل و مجزا مي پردازيم.
موفق باشيد.
دکتر سيد محسن ميرباقري
برچسبها :
تاريخ ارسال مطلب : 1395/2/1 - 13:44
* مهمترین نکته در مسألۀ مسئولیت و مسئولیت پذیری امانتداری است.
این نکته را در سورۀ یوسف هنگامیکه آن حضرت می خواهد خزانه داری حکومت مصر را قبول کند، می یابیم :
إِنّی حَفیظً علیم
سوره یوسف آیه 55
نمونۀ دیگری که قرآن کریم به آن اشاره می کند، هنگامی است که دختر حضرت شعیب علیه السلام به پدر پیشنهاد می کند که حضرت موسی علیه السلام را برای کار اجیر کند :
یا أبَتِ استَاجِرهُ إِنَّ خَیرَ مَنِ استَأجَرتَ القَوِیُّ الآمینٌ
ای پدر، او را استخدام کن چرا که بهترین کسی است که استخدام می کنی هم نیرومند [و هم] در خور اعتماد است.
سوره القصص آیه 26
در این بیان نیز به خوبی می بینیم:
* توانمندی و قدرت یکی دیگر از نکته های شایان توجه در پذیرش مسؤولیت است.
در نظام خانواده نه زن بودن ملاک کرامت و برتری است و نه مرد بودن دلیلی برای ارزشمندی بیشتر است. از نظر قرآن کریم ملاک برتری و کرامت انسانی فقط تقواست. از میان زن و مرد هر کدام که با تقواتر باشند نزد خداوند محبوبترند و از درجۀ کرامت بیشتری برخوردار است.
قرآن کریم می فرماید:
یا اَیُّها النّاسُ إِنّا خَلَقناکُم مِن ذَکَرٍ اَو اُنثی وَ جَعَلناکُم شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفوا إِن اَکرمَکُم عِندَ اللهِ أتقاکُم
مردم، ما شمار را از مرد و زنی آفریدیم، و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید. در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست.
سوره حجرات آیه 13
مبرهن است که جامعه چه کوچک و چه بزرگ احتیاج به یک مدیر و مسئول دارد و ادارۀ آن جامعه با دو مدیر و دو مسئول امکان پذیر نیست، چه در آن صورت کارها و امور به سامان نمی رسد. همیشه در یک جامعه صرفنظر از کوچکی و بزرگی یک نفر در رأس می ایستد و مسئولیت انجام امور را بر عهده می گیرد.
با دقت در امور رایج بشری و بالاتر از آن حتی امور الهی، به دست می آید که کلام آخر را همیشه یک نفر می زند و بقیۀ افراد کار مشاوره و رایزنی را انجام می دهند.
در نظام خانواده نیز چنین است. این که قرآن کریم برای خانواده مسئول تعیین می نماید نشانۀ ارزش بخشیدن به کانون خانواده است و گویای این نکته که خانواده در نگاه این کتاب آسمانی حائز اهمیت است. لذا برای واگذاری مسئولیت، باید فرد اصلح انتخاب گردد.
در این میان باید توجه داشت بحث بر سر اصلح بودن در میان زن و مرد است نه پرهیزگارتر بودن.
به عبارت دیگر باید دید کدام یک برای پذیرش مسئولیت خانواده صلاحیت بیشتری دارد و کدام از توانمندی بیشتری برای این امر برخوردار است. البته نباید فراموش کرد که تنها مرجع تعیین صلاحیت پروردگار حکیم است.
در بخش بعدی به بیان " ویژگی های مسئول خانواده خواهیم پرداخت
موفق باشيد.
دکتر سيد محسن میر باقری

برچسبها :
* مهمترین نکته در مسألۀ مسئولیت و مسئولیت پذیری امانتداری است.
این نکته را در سورۀ یوسف هنگامیکه آن حضرت می خواهد خزانه داری حکومت مصر را قبول کند، می یابیم :
إِنّی حَفیظً علیم
سوره یوسف آیه 55
نمونۀ دیگری که قرآن کریم به آن اشاره می کند، هنگامی است که دختر حضرت شعیب علیه السلام به پدر پیشنهاد می کند که حضرت موسی علیه السلام را برای کار اجیر کند :
یا أبَتِ استَاجِرهُ إِنَّ خَیرَ مَنِ استَأجَرتَ القَوِیُّ الآمینٌ
ای پدر، او را استخدام کن چرا که بهترین کسی است که استخدام می کنی هم نیرومند [و هم] در خور اعتماد است.
سوره القصص آیه 26
در این بیان نیز به خوبی می بینیم:
* توانمندی و قدرت یکی دیگر از نکته های شایان توجه در پذیرش مسؤولیت است.
در نظام خانواده نه زن بودن ملاک کرامت و برتری است و نه مرد بودن دلیلی برای ارزشمندی بیشتر است. از نظر قرآن کریم ملاک برتری و کرامت انسانی فقط تقواست. از میان زن و مرد هر کدام که با تقواتر باشند نزد خداوند محبوبترند و از درجۀ کرامت بیشتری برخوردار است.
قرآن کریم می فرماید:
یا اَیُّها النّاسُ إِنّا خَلَقناکُم مِن ذَکَرٍ اَو اُنثی وَ جَعَلناکُم شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفوا إِن اَکرمَکُم عِندَ اللهِ أتقاکُم
مردم، ما شمار را از مرد و زنی آفریدیم، و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید. در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست.
سوره حجرات آیه 13
مبرهن است که جامعه چه کوچک و چه بزرگ احتیاج به یک مدیر و مسئول دارد و ادارۀ آن جامعه با دو مدیر و دو مسئول امکان پذیر نیست، چه در آن صورت کارها و امور به سامان نمی رسد. همیشه در یک جامعه صرفنظر از کوچکی و بزرگی یک نفر در رأس می ایستد و مسئولیت انجام امور را بر عهده می گیرد.
با دقت در امور رایج بشری و بالاتر از آن حتی امور الهی، به دست می آید که کلام آخر را همیشه یک نفر می زند و بقیۀ افراد کار مشاوره و رایزنی را انجام می دهند.
در نظام خانواده نیز چنین است. این که قرآن کریم برای خانواده مسئول تعیین می نماید نشانۀ ارزش بخشیدن به کانون خانواده است و گویای این نکته که خانواده در نگاه این کتاب آسمانی حائز اهمیت است. لذا برای واگذاری مسئولیت، باید فرد اصلح انتخاب گردد.
در این میان باید توجه داشت بحث بر سر اصلح بودن در میان زن و مرد است نه پرهیزگارتر بودن.
به عبارت دیگر باید دید کدام یک برای پذیرش مسئولیت خانواده صلاحیت بیشتری دارد و کدام از توانمندی بیشتری برای این امر برخوردار است. البته نباید فراموش کرد که تنها مرجع تعیین صلاحیت پروردگار حکیم است.
در بخش بعدی به بیان " ویژگی های مسئول خانواده خواهیم پرداخت
موفق باشيد.
دکتر سيد محسن میر باقری

برچسبها :
تاريخ ارسال مطلب : 1395/2/1 - 07:36
برچسبها :
زمان اعتکاف ؛مکان اعتلاف؛مدت اعتکاف؛شرایط اعتکاف؛روزه اعتکاف؛نیت اعتکاف؛
بزرگ ترين نعمتي که خدا به بشر داده نعمت فهم و درک معارف است. اگر اين ظرف را توانست خوب پر کند رشد مي کند. بهترين موقعيتي که به او ياد داده اند تا ظرف وجودي خود را به خوبي از معارف پر کند، اعتکاف است. در اعتکاف مي توان خود را وقف عبادت کرد و لذت ميهماني را بر سر سفره احسان و لطف الهي چشيد. در فضيلت اعتکاف همين بس که معادل طواف کعبه و همتاي رکوع و سجود است. چنان که خداي منّان در آيه 125، سوره بقره مي فرمايد:
و ما به ابراهيم و اسماعيل فرمان داديم که خانه مرا براي طواف کنندگان و معتکفان و رکوع کنندگان و سجده کنندگان از هرگونه آلودگي تطهير کنند"
آيه 125، سوره بقره
مکان اعتکاف
اعتکاف، تنها در مساجد خاص، صحيح است بنابراين اگر کسي در خانه خود يا در حسينيه يا حرم معتکف شود صحيح نيست. مساجدي که اعتکاف در آن صحيح است، عبارتند از مسجد الحرام، مسجد النبي، مسجد جامع کوفه، مسجد بصره و به قصد رجا مي توان در مسجد جامع هر شهر معتکف شد.
(همان، ج 2، ص 246; استفتائات جديد، مکارم، ج 2، ص 158، س 454 )
زمان اعتکاف
اعتکاف از نظر زمان محدود به وقت خاص نيست، تنها از آن رو که لازمه اعتکاف روزه گرفتن است بايد در زماني اعتکاف شود که شرعاً بتوان روزه گرفت. پس هر گاه روزه گرفتن صحيح باشد اعتکاف نيز صحيح است. اعتکاف در تمام ايام سال جز در دو روز که روزه آن حرام است مطلوب مي باشد ولي در ماه مبارک رمضان و ماه رجب در ايام البيض فضيلت بيشتري دارد.
(همان، ج 2، ص 246; استفتائات جديد، مکارم، ج 2، ص 158، س 454 .)
مدت اعتکاف
مدت اعتکاف حداقل سه روز است و کمتر از آن صحيح نيست ولي بيشتر از آن حدي ندارد البته اگر پنج روز معتکف شود روز ششم را نيز واجب است بماند بلکه بنابر احتياط واجب هرگاه دو روز اضافه کرد روز سوم هم بيد بماند پس اگر هشت روز معتکف شد روز نهم هم واجب است.
(عروة الوثقي، ج 2، ص 248.)
نيت اعتکاف
اعتکاف همانند ساير عبادات بايد با نيت و قصد قربت توام باشد چرا که هرگونه ريا و خودنمايي آن را باطل مي کند .نيت اعتکاف بايد از اذان صبح که آغاز روزه است انجام پذيرد بنابراين کسي که ديرتر از آن زمان به مسجد برسد آن روز نمي تواند اعتکاف را شروع کند.
(همان، ج 2، ص 247; تحرير الوسيله، ج 1، ص 304 .)
شرايط اعتکاف
1- از سه روز کمتر نباشد.
2- در مسجد جامع شهر باشد.
3- در اين مدت از مسجد خارج نشود .
روزه اعتکاف
انسان در ايام اعتکاف بايد روزه بگيرد بنابراين کسي که نمي تواند روزه بگيرد مانند مسافر، مريض و ... و کسي که عمدا روزه نگيرد، اعتکافش صحيح نيست.
(تحرير الوسيله، ج 1، ص 305; عروة الوثقي، ج 2، ص 250، م 4.)
خدايا! دنيا را پشت سر نهاده ام و به خلوتي رو آورده ام تا به دور از همه جاذبه ها و دلواپسي ها به تو بينديشم و براي بازگشت به اجتماع، توشه اي از نور برگيرم تا چراغ راهم باشد.
خدايا! هرچه هستم، بنده تواَم و هرچه دارم؛ از تو دارم، دست هاي اميدم را تهي بازمگردان.
خدايا! دقايق اعتکاف به پايان مي رسد و من ناگزير از بازگشت به دنيايم. از من آدمي بساز که از اين پس، اسير جاذبه هاي دنيا نشوم و همه جا و همه گاه، سرگرم تو باشم.
التماس دعا
موج همراه
بزرگ ترين نعمتي که خدا به بشر داده نعمت فهم و درک معارف است. اگر اين ظرف را توانست خوب پر کند رشد مي کند. بهترين موقعيتي که به او ياد داده اند تا ظرف وجودي خود را به خوبي از معارف پر کند، اعتکاف است. در اعتکاف مي توان خود را وقف عبادت کرد و لذت ميهماني را بر سر سفره احسان و لطف الهي چشيد. در فضيلت اعتکاف همين بس که معادل طواف کعبه و همتاي رکوع و سجود است. چنان که خداي منّان در آيه 125، سوره بقره مي فرمايد:
و ما به ابراهيم و اسماعيل فرمان داديم که خانه مرا براي طواف کنندگان و معتکفان و رکوع کنندگان و سجده کنندگان از هرگونه آلودگي تطهير کنند"
آيه 125، سوره بقره
مکان اعتکاف
اعتکاف، تنها در مساجد خاص، صحيح است بنابراين اگر کسي در خانه خود يا در حسينيه يا حرم معتکف شود صحيح نيست. مساجدي که اعتکاف در آن صحيح است، عبارتند از مسجد الحرام، مسجد النبي، مسجد جامع کوفه، مسجد بصره و به قصد رجا مي توان در مسجد جامع هر شهر معتکف شد.
(همان، ج 2، ص 246; استفتائات جديد، مکارم، ج 2، ص 158، س 454 )
زمان اعتکاف
اعتکاف از نظر زمان محدود به وقت خاص نيست، تنها از آن رو که لازمه اعتکاف روزه گرفتن است بايد در زماني اعتکاف شود که شرعاً بتوان روزه گرفت. پس هر گاه روزه گرفتن صحيح باشد اعتکاف نيز صحيح است. اعتکاف در تمام ايام سال جز در دو روز که روزه آن حرام است مطلوب مي باشد ولي در ماه مبارک رمضان و ماه رجب در ايام البيض فضيلت بيشتري دارد.
(همان، ج 2، ص 246; استفتائات جديد، مکارم، ج 2، ص 158، س 454 .)
مدت اعتکاف
مدت اعتکاف حداقل سه روز است و کمتر از آن صحيح نيست ولي بيشتر از آن حدي ندارد البته اگر پنج روز معتکف شود روز ششم را نيز واجب است بماند بلکه بنابر احتياط واجب هرگاه دو روز اضافه کرد روز سوم هم بيد بماند پس اگر هشت روز معتکف شد روز نهم هم واجب است.
(عروة الوثقي، ج 2، ص 248.)
نيت اعتکاف
اعتکاف همانند ساير عبادات بايد با نيت و قصد قربت توام باشد چرا که هرگونه ريا و خودنمايي آن را باطل مي کند .نيت اعتکاف بايد از اذان صبح که آغاز روزه است انجام پذيرد بنابراين کسي که ديرتر از آن زمان به مسجد برسد آن روز نمي تواند اعتکاف را شروع کند.
(همان، ج 2، ص 247; تحرير الوسيله، ج 1، ص 304 .)
شرايط اعتکاف
1- از سه روز کمتر نباشد.
2- در مسجد جامع شهر باشد.
3- در اين مدت از مسجد خارج نشود .
روزه اعتکاف
انسان در ايام اعتکاف بايد روزه بگيرد بنابراين کسي که نمي تواند روزه بگيرد مانند مسافر، مريض و ... و کسي که عمدا روزه نگيرد، اعتکافش صحيح نيست.
(تحرير الوسيله، ج 1، ص 305; عروة الوثقي، ج 2، ص 250، م 4.)
خدايا! دنيا را پشت سر نهاده ام و به خلوتي رو آورده ام تا به دور از همه جاذبه ها و دلواپسي ها به تو بينديشم و براي بازگشت به اجتماع، توشه اي از نور برگيرم تا چراغ راهم باشد.
خدايا! هرچه هستم، بنده تواَم و هرچه دارم؛ از تو دارم، دست هاي اميدم را تهي بازمگردان.
خدايا! دقايق اعتکاف به پايان مي رسد و من ناگزير از بازگشت به دنيايم. از من آدمي بساز که از اين پس، اسير جاذبه هاي دنيا نشوم و همه جا و همه گاه، سرگرم تو باشم.
التماس دعا
موج همراه
برچسبها :

